راننده : اون موتور سوار رو ببین با سرعت زیاد میرونه از اون ور سرش به جلوش نیست, و داره ناموس مردم رو دید می زنه .. آقا می بینی این دوره زمونه رو مردم [..] شدن . اگه تصادف کنه و بمیره حقشه.
(راننده تاکسی بوق میزنه تا موتور سوار حواسش جمع شود )
مسافر : آقا عجب بوق الله اکبری داری ؟
راننده: تازه این بوق به قول یارو گفتنی مریضه اگه بره تعمیرگاه برگرده چی میشه . میدونی چیه جوون بوق خوب مثل پدر و مادر خوب می مونه . پدر و مادرخوب بچه رو جمع می کنه , بوق خوب هم ماشین ها را جمع می کنه .
بوق خوب ، مثل پدر مادر خوبه ..!!
روایت سیمین دانشور از امام موسی صدر
هر چه به نهم شهریور نزدیک میشویم، خاطره ربایش امام موسی صدر برایمان زنده میشود. سیدو سال پیش این مرد بزرگوار در لیبی ربوده میشود و تا امروز از سرنوشتش خبری نیست. اما در رسانههای خبری در این چند روز گذشته خبر از زنده بودن امام موسی صدر میدهند. و حتی خود قذافی در دیداری با جوانان شمال آفریقا اعتراف کرده که موسی صدر را دیده است. و نمایندگان جنبش امل در گفتگویی که با رادیو گفتوگو ایران داشتن خبر از دیدار این افراد با موسی صدر داده اند. در هر صورت هست جریانات و وقایعی هست که مانع از آزادی یا پخش خبر رسمی از وضعیت امام موسی صدر می شود به اعتقاد صاحبنظران سرنوشت امام موسی صدر به یکی از پیچیده ترین معماهای سیاسی سه دهه گذشته بدل شده است و رمزگشایی از آن به سبب پیوندهای وثیق آن با شرایط سیاسی و امنیتی منطقه و ارتباط آن با دخالت یا اطلاع بسیاری از سران کشورهای “عربی” و ” اســلامـــی” منطقه چندان ساده به نظر نمیرسد.
چندی پیش مجله گوهران با سیمین دانشور پیرامون مرحوم نیمایوشیج مصاحبه کرده بود. سیمین در این مصاحبه خاطراتی از امام موسی صدر و نیما و جلال بیان کرده . به نظر من با بیان شیرین بانو سیمین دانشور حیف است که شوما هم این روایت را نخوانید:
موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش کرده یا کشتدش، نمیدونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون یکی از زیباترین مردهای دنیا بود.چشمهای خاکستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیک، از این سینه کفتریها. من در رو باز کردم.
گفتم: ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. گفت: جلال هست؟گفتم: آره، بیا تو. اومد تو. نیمام که همیشه اینجا بود……. دیگه من نرسیدم چایی به نیما بدم.
نیما تو خاطراتش نوشته که: سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم.
موسی صدر سه چهار روز اینجا موند. نیما خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود.باید چایی رو خودم میریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم اینقد خالی باشه. خودمم میدادم بهش.من محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رئیس نهضت امل در لبنان بود. سووشون رو او به عربی ترجمه کرد. آورده بود برامون. بعد ما رو به قم دعوت کرد که دیگه بیرونی و اندرونی بود. ولی میدیدمش. شام و نهار اینا میدیدیمش
مجله گوهران (ویژه نیما یوشیج)، ۱۳دی۱۳۸۵
حاشیه بر متن:
در برنامه بدون خط خوردگی رادیو گفتوگو “خلیل حمدان” نماینده رئیس مجلس لبنان و “ایوب حمید” نماینده مجلس لبنان گفتگو از زنده بودن امام موسی صدر خبر دادن و حتی اعلام کردند که محل اختفای ایشان را می دانند. فایل صوتی (+)
اعتراف قذافی به دیدار با امام موسی صدر(+)
سرفصلهایی از زندگانی امام موسی صدر(+)
از نو می نویسم
بیخیال تنگِ سینه قبرستونه
چندی اینجا نبودم، و این وبلاگ هم به امان خدا رها بود. ولی از این به بعد بیشتر خواهم بود.
گرفتاری تورم جوانی
تنها چیزی که مهم است این است که در ازدیاد نفوس شرکت نکنی. آدم حکم پول را دارد. هر قدر مقدارش بیشتر، ارزشش کمتر. امروز چیزی که هیچ ارزش ندارد جوان بیست ساله است. جمعیت جوانهای بیست ساله در دنیا از حد گذشته است. دنیا گرفتار تورم جوانان است. بحث بر سر جمعیت فایده ندارد. احمقانه است. جمعیت کور است. مثل موج میشکند و آدم را زیر خود له می کند
گفته ستانکو زاویچ در رمان خداحافظ گاری کوپر/ نوشته رومن گاری / ترجمه سروش حبیبی / نشر نیلوفر (ص ۱۳)
بازی هنوز تمام نشده
بازی تمام شد
و تو را در بازی کشتند
به امید فینال رویایی برزیل – آرژانتین در اواسط جولای ۲۰۱۴ در کشور برزیل و قهرمانی آرژانتین به رهبری دیهگو آرماندو مارادونا .و زهر شدن رقص سامبای برزیلیها
راستی به نظر من پدیده جام جهانی ۲۰۱۰ ، هشت پا ژرمنی بود …:)
——–
شعر ابتدای مطلب از شمش لنگرودی
راز اختاپوس پیشگو به قلم محمد آقازاده: «پیش بینی های اختاپوس نقطه داغ اخبار جام جهانی فوتبال را تشکیل می دهد .این پیش بینی ترفند جدیدی از نظام سرمایه داری در بحران است که برآنست با جادوی فوتبال خرافه پرستی را در جانها نهادینه کند. تا به مردم بگوید هر آنچه پیش می آید محصول نیروهای فرادستی بوده و برای همیشه خواهد بود . به این دلیل از انسان برای تغییر سرنوشت اش کاری ساخته نیست . همانگونه که انسانها در میدانهای فوتبال می بازند و برنده می شوند در صحنه جامعه هم سرنوشت هر کس را خودشان رقم می زد. همیشه در بازی ها شایسته ترین ها قهرمان نمی شوند٬درروابط اجتماعی آنهایی که تولید ثروت را ممکن می کنند از حاصل دستاورد خود بهره نمی برند. این روابط ناعادلانه حاصل اتفاقات ناخواسته نیست بلکه آنهایی که کانونهای قدرت را در اختیاردارند با ترفندهایی دستاوردهای بشری را به یغما می برند و بعد با تبلیغات پیچیده و چند بعدی نابرابری رها ا طبیعی اعلام می کنند و برآنند این نابرابری را مقدس جلوه دهند و از این طریق دایمی اش کنند.»
مارادونا اسطوره مانا فوتبال
دیروز در خبریها آمده بود (+)بیش از ۱۰ هزار هوادار تیم ملی آرژانتین به فرودگاه Ezeiza در شهر بوینس آیرس رفتند و بر خلاف آنچه انتظار میرفت خواهان ماندن «دیهگو مارادونا» در راس هدایت تیم ملی آرژانتین شدند! در خیابانهای اطراف فرودگاه که مملو از جمعیت بود بههمراه تعداد بسیار زیادی اتوبوس و اتومبیل شخصی، همه با پرچم آرژانتین، یا منقش به رنگهای آبی و سفید با فریادهای ”دیهگو نرو دیهگو نرو” خواهان ماندن وی در راس هدایت تیم ملی خود شدند!
حال سوال است چرا مارادونا ماناست؟
در دوم آوریل ۱۹۸۲، دیکتاتور آرژانتین، لئوپولدو گالتیری، بر سر مالکیت جزایر فاکلند جنگی را با نیروی دریایی بریتانیا در منطقه مالویناس آغاز کرد. مارگارت تاچر ، نخست وزیر بریتانیا، کوتاه نیامد. آرژانتین شکست خورد، تحقیر شد و فرو ریخت. ۶۴۹ سرباز جوان آرژانتینی ، در ۷۴ روز کشته شدند و داغی تازه، بر دل آرژانتین و مادران عزادارش نشست؛ داغی که تحملش حتی از فقر و بدبختی و اختناق هم دشوارتر بود.
این داغ ماند تا سال ۱۹۸۶، در جریان جام حهانی مکزیک، واقعه ای به عظمت کل تاریخ آرژانتین، رقم خورد و فوتبال شگفت انگیز، پرده ای دیگر را رونمایی کند. در مرحله یک ـ چهارم نهایی، آرژانتین به رهبری کارلوس بیلاردو، در مقابل انگلیس قرار گرفت که بابی رابسون فقید در اوج بود. بازی که تمام شد دو معجزه رخ داده بود، دو گل جاودانه و آرژانتین، سربلند انتقام مادران مالویناس و داغ تحقیر در فاکلند را ستانده بود.
این شوخی فوتبال، بل شوخی تاریخ بود، که یک گل ناسالم آرژانتینیها را همه دنیا دیدند، اما بن ناصر، داور تونسی، چشم بر آن بست و ندید. تقدیر، کار خودش را کرده بود؛ دیگر چه اهمیتی داشت که رابسون، دست مارادونا را ” دست یک متقلب” بنامد! ولی دیهگو گفت: جیب انگلیسیها رو زدم
بازی که تمام شد، فوتبال بالاترین هدیهاش را، به عاشقانش تقدیم کرده بود، صاحب آن دو گل، که خود البته شگفتی ای یگانه بود؛ بزرگترین ستارهها همه دورهها، والاترین و نزدیک ترین واژه به معنای راستین فوتبال؛ آرماندو دیهگو مارادونا.
آری مارادونا، ستارهای که از زاغههای پرت و کثیف بوئنوس آیرس، از دل فقر و محنت برخاسته بود، تا صدای یک ملت باشد. روح، جان، عشق،فریاد خفته آن، نشان انتقام یک ملت ، خشم آن، معمار دوباره غرور آن.
مارادونا به روایت تایم (+)
منابع اقتیاس شده:
چشم فیدل به دیه گو / هفته نامه چلچراغ /۱۵ خرداد ۸۹ / شماره ۳۸۹ صفحه ۵۶
وبلاگ گردباد(+)
برتری اقلیت بر اکثریت
جای خوندم که دزدان به شهر کاشان می زنند و بی آنکه با هیچ مقاومتی روبرو شوند، غارت میکنند و اموال و نوامیس مردم را به یغما می برند.
کسی بعد از کاشانیها می پرسد:« چطور چنین چیزی را تحمل کردید؟ چهل هزار نفر حریف چهل دزد نشدید؟»
کاشیها پاسخ می دهند :«نمی توانستیم. دزدها چهل نفر با هم بودند و ما چهل هزار نفر جدا از هم ».
کار درست چیست؟
به خودش گفت:« آری، زندگیام همه بر خطا بوده است، اما جای نگرانی ندارد. میشود درستش کرد. منتها کار درست چیست؟»
این را از خودش پرسید و ناگهان ساکت شد.
مرگ ایوان ایلیچ / نوشته لئون تالستوی / ترجمه صالح حسینی
کره شمالی، سرزمین تشنهگان
امیدوارم آنها بتوانند با بازی قابل قبولی
رضایت کیم جونگ ایل، رهبر کره شمالی را تامین کنند
کیم جونگ هون
فرض کنید تیم ملی کشور ایران به جام جهانی صعود کرده باشد، و موقعیت سفر به کشور میزبان را برای دیدن بازی ها ندارید. مجبورید پناه ببرید به غول چراغ رسانه. ولی اگر کشور ایران بگوید که این مسابقات را در هیچ صورتی پخش نمیکند، و کسی هم حق ندارد این بازیها را ببیند چه حسی پیدا میکنید؟ حال این صورت تخیلی را در کشور کره شمالی تعمیم بدهید. داستانی که واقعی و جزو زندگی روزمره آنها شده است. زندگی زیر سایه سنگین دولت.
در کشور کره شمالی بازیهای این تیم در جام جهانی مستقیم پخش نمیشود، زیرا که ممکن است با دیدن جو ورزشگاههای آفریقای جنوبی، مردم این کشور عجیب از دنیای خارج از کره شمالی آگاه شوند. جالب این است که این بازی قرار است به صورت گزینش شده برای مردم کره شمالی و آن هم در صورتی که تیم ملی کره شمالی به گل رسیده باشد پخش شود، و گرنه در غیر این صورت بازی تیم ملی کره شمالی برای مردم کره شمالی پخش نخواهد شد. از مشاهدات افرادی که به کره شمالی سفر کردن این است، که عده زیادی از مردم کره شمالی به تلویزیون دسترسی ندارد .همه این اتفاقات به دستور کیم ایل جونگ اجرا می شود.. ولی از آن طرف رهبر این کشور طرفدارورزشست، از وی رکوردهای عجیب در مسابقات تفریحی، قهرمانی گلف ثبت شده است
جمهوری خلق کره شمالی یکی از عجیبترین کشورهای قاره آسیاست. با آنکه در جهان حنای تفکرات کمونیستی دیگر رنگی ندارد، اما هنوز سیستم اجتماعی- سیاسی این کشور کمونیستی است.جالبست تیم ملی کره شمالی با سفر چند ماه پیش خود به روسیه، پس از سالها یه مسافرت اروپایی را به چشم دید. طبق قانون قبلی سفر به کشورهای مبتلا به کاپیتالیسم ممنوع بود. این کشور سرد و معتدل کره شمالی مکانهای گردشگری عالیی دارد؛ اما در کشوری که سالی هزار ویزا می دهد و نظام سفت و سخت کمونیستی در آن به بهترین وجه اجرا می شود.
از لحاظ ورزشی این کشور هیچ باشگاهی ندارد و در رقابتهای باشگاههای آسیا حضور ندارد. تنها با چهار پادگان و سربازهای جان بر کف نظامیان کمونیستی، به جام جهانی صعود میکند
از لحاظ اجتماعی- اقتصادی بالاترین درآمد مردم کشورش ماهانه دو یورو است و بقیه ارزاق و البسه و نیازمندیهای مردم از سوی دولت تامین میشود و مردم این کشور به هیچ وجه حق مسافرت خارج از کشور را ندارند و حتی برای مسافرتهای شخصی در داخل کشور عجیب و غریب کره شمالی هم باید با رضایت ژنرالهای منطقه باشد.
در هر صورت چهل سال پیش از حضور کره شمالی در جام جهانی گذشته است؛ حالا باید دید این تیم در سال ۲۰۱۰ چه میکند و شاید این پیش بینی سرمربی تیم ملی کره شمالی به واقعیت بپیوند که گفته است:« ما با کار و زحمت فراوان به جام جهانی بازگشتیم. پس از ۴۴ سال سال باردیگر فرصت هماوردی با اروپاییها را به دست آورده ایم و من امیدوارم با دیگر جهان فوتبال شگفت زده کنیم».
—————-
اقتباس شده :
هفته نامه چلچراغ /۱۵ خرداد ۸۹ / شماره ۳۸۹ صفحه ۵۳
روزنامه شرق/ ویژه نامه جام جهانی / ۱۹ خرداد ۸۹ / شماره ۹۸۳
قدرت افسانهای فوتبال
جالب است بدانیم که سازمان ملل قطعنامهای صادر میکند، اما خیلی از کشورها انجام نمی دهند. نمونه بارز آن اسرائیل . ولی وقتی فیفا قطعنامهای می دهد و میگوید آفساید، از این زمان تغییر کرده و قانونش عوض شده دیگران هم انجام میدهند و پیگیری میکنند و کسی هم تخطی نمی کند.
آیا سازمان، نهاد یا آئینی می شناسید که به اندازه فوتبال قدرت داشته باشد؟









