لحظات زندگی


برای رسیدن به یک هدفی حرکت می کنیم. وقتی به هدفمان می رسیم. می‌بینیم زندگی همان مسیری بود که برای رسیدن به هدف فدایش کردیم. همون دوستی‌ها، اشک‌ها، لبخندها، شفقت‌ها بوده که توجه نکردیم

پ ن: زندگی و خوشبختی امر بزرگی نیست. همین لحظات را باید غنیمت شمرد.

انتقام


آدم‌های حقیر و کوچک دست به انتقام می‌زنند

— پ ن—-

امروز تو جلسه بحثی درباره اخلاق شد دوستی عزیز اینو مطرح کرد

قصه ی ” حسینقلی، مردی که لب نداشت” / احمد شاملو


احمد شاملو یکی از شاعران پرآوازه شعر نو ایران در اثر جاودانه  و سترگ «کتاب کوچه»  در صدد جمع آوری مجموعه‌ی از ترانه‌ها، امثال‌الحکم، ترانه‌های قدیمی و چیستان‌ها بوده است. این دانش‌نامه عظیم مجموعه‌یی از فولکور مردم ایران زمین می‌باشد.یکی از کارهای جالب شاملو در « کتاب کوچه » در نوع جمع آوری مطالبش هست. سیستمی که کتابِ کوچه در آن منتشر می‌شود یک ویکی است یعنی همه‌ی کاربران می‌توانند به آن چیزی بیفزایند و این آرزوی احمد شاملو بوده‌است که بتواند با مشارکت مردم فرهنگ مردم را کامل‌تر کند. طریقه دیجیال شدن کتاب کوچه را می‌توانید در مصاحبه صدای امریکا با محسن عمادی ، شاعر ، مترجم و مدیر و صاحب امتیاز وب سایت رسمی احمد شاملو بشنوید. و در اینجا گزارش تیم کتاب کوچه از مراحل پیشرفت پروژه مطالعه نمائید.

اما شهرت اصلی شاملو به خاطر سرایش شعر است که شامل گونه‌های مختلف شعر نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌ می‌شود. شعری که در لینک زیر می‌شنوید یکی از آن ترانه‌های عامیانه‌یی است که احمد شاملو سرائیده‌ست.

بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

………حاشیه بر متن………
قصه ی ” حسینقلی، مردی که لب نداشت”
سروده ی احمد شاملو از دفتر شعر ” در آستانه” / ۱۳۳۸ خورشیدی
اجرا: هانیه سلیمی
انتخاب و میکس موسیقی: کاوه حیدری
ضبط: تهران / زمستان ۱۳۸۸ خورشیدی
زمان : ۱۴ دقیقه ، حجم : ۶ مگابایت

منبع پادکست(+)
موسیقی ها :
زرد ملیجه، اثر استاد ابوالحسن صبا، آلبوم ” به یاد صبا” ، گروه کامکارها
قطعاتی از آلبوم ” اوجاداغلار” موسیقی قشقایی : حسین حمیدی
تصنیف “نگارا” در سه گاه ، آلبوم شش تصنیف قدیمی، نشر ماهور
Persian love songs & mystic chants / flute by:  duncon lomont
نقاشی: مهدخت امینی

برای مطالعه شعر لینک بیشتر بخوانید این را کلیک نمائید

هرکلیک یک غذای رایگان برای فقرا


مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد.
- صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این  صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود  اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود  دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟
مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: برای این یکی اوضاع فرق کرد.”

سازمان ملل حرکت جدیدی را برای کمک به کودکان فقیر و گرسنه جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک  کودک گرسنه در جهان غذای رایگان می‌رسد.در این برنامه ، کاربران با مراجعه به سایت اینترنتی(+ بر روی دکمه زرد رنگ بالای صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان را برای کودکان تقبل می کنند

بخشش


تاریکی نمی تواند بر تاریکی غلبه کند. تنها روشنی می تواند آن را انجام دهد، نفرت، نمی تواند بر نفرت غلبه کند، تنها عشق می تواند آن را انجام دهد… .
بخشش عملی یکباره نیست، بخشش روشی است برای زندگی.

مارتین لوتر کینگ

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

حاشیه بر متن:…
قسمتی از موسیقی فیلم کنعان (+)

بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر / احمدشاملو


شعر خوانی و تحلیل شعر احمد شاملو از زبان رشید کاکاوند ( مجری رادیو پیام)

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دوم مرداد ۱۳۷۹ بامداد شعر ایران در  سن هفتاد و پنج سالگی درگذشت. یادش گرامی باد


بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر
ساحل شب چه دوره، آبش سیاه و شوره
آی خدا کشتی بفرست، آتیش بهشتی بفرست
جاده‌ی کهکشون کو، زهره‌ی آسمون کو
چراغ زهره سرده، تو سیاها می‌گرده
ای خدا روشنش کن،فانوس راه منش کن
گم شده راه بندر، بارون میاد جرجر
بارون میاد جرجر، رو گنبد و رو منبر
لک‌لک پیر خسه، بالای منار نشسه
لک‌لک ناز قندی، یه چیزی بگم نخندی
تو این هوای تاریک، دالون تنگ و باریک
وقتی که می‌پریدی، تو زهره رو ندیدی؟
عجب بلایی بچه، از کجا می‌یایی بچه
نمی‌بینی خوابه جوجه‌م، حالش خرابه جوجه‌م
از بس که خورده غوره، تب داره مثل کوره
تو این بارون شرشر، هوا سیا زمین تر
تو ابر پاره‌پاره، زهره چی کار داره
زهره خانم خوابیده، هیچ کی اونو ندیده
بارون میاد جرجر، رو پشت‌بو‌م هاجر
هاجر عروسی داره، تاج خروسی داره
هاجرک ناز قندی، یه چیزی بگم نخندی
وقتی حنا می‌ذاشتی، ابرواتو ور ‌می‌داشتی
زلفاتو وا می‌کردی، خالتو سیا می‌کردی
زهره نیومد تماشا، نکن اگه دیدی حاشا
حوصله داری بچه، مگه تو بی‌کاری بچه
دومادو الان می‌یارن، پرده رو ور می‌دارن
دستمو می‌دن به دستش، باید دارا رو بستش
نمی‌بینی کار دارم من، دل بی‌قرار دارم من
تو این هوای گریون، شرشر لوس بارون
که شب سحر نمی‌شه، زهره به در نمی‌شه
بارون می‌یاد جرجر، رو خونه‌های بی در
چهار تا مرد بیدار، نشسه تنگ دیفار
دیفار کنده‌کاری،نه فرش و نه بخاری
مردا سلام علیکم! زهره خانم شده گم
نه لک‌لک اونو دیده، نه هاجر ور پریده،
اگه دیگه برنگرده، اوهو، اوهو چه درده!
بارون ریشه ریشه، شب دیگه صب نمی‌شه
بچه خسه مونده، چیزی به صب نمونده
غصه نخور دیوونه، کی دیده که شب بمونه
زهره‌ی تابون این‌جاس، تو گره مشت مرداس
وقتی که مردا پاشن، ابرا زِ‌هم می‌پاشن
خروس سحر می‌خونه، خورشید خانوم می‌دونه
که وقت شب گذشته، موقع کار و کشته
خورشید بالا‌بالا، گوشش به زنگه حالا
بارون می‌یادجرجر، رو گنبد و رو منبر
رو پشت بو‌م هاجر، روی خونه‌های بی‌در…
ساحل شب چه دوره، آبش سیا و شوره
جاده‌ی کهکشون کو، زهره‌ی آسمون کو
خروسک قندی قندی، چرا نوکتو می‌بندی
آفتابو روشنش کن، فانوس راه منش کن
گم شده راه بندر، بارون می‌یاد جرجر

عضو خوراک مطالب شوید