دیروز در خبریها آمده بود (+)بیش از ۱۰ هزار هوادار تیم ملی آرژانتین به فرودگاه Ezeiza در شهر بوینس آیرس رفتند و بر خلاف آنچه انتظار میرفت خواهان ماندن «دیهگو مارادونا» در راس هدایت تیم ملی آرژانتین شدند! در خیابانهای اطراف فرودگاه که مملو از جمعیت بود بههمراه تعداد بسیار زیادی اتوبوس و اتومبیل شخصی، همه با پرچم آرژانتین، یا منقش به رنگهای آبی و سفید با فریادهای ”دیهگو نرو دیهگو نرو” خواهان ماندن وی در راس هدایت تیم ملی خود شدند!
حال سوال است چرا مارادونا ماناست؟
در دوم آوریل ۱۹۸۲، دیکتاتور آرژانتین، لئوپولدو گالتیری، بر سر مالکیت جزایر فاکلند جنگی را با نیروی دریایی بریتانیا در منطقه مالویناس آغاز کرد. مارگارت تاچر ، نخست وزیر بریتانیا، کوتاه نیامد. آرژانتین شکست خورد، تحقیر شد و فرو ریخت. ۶۴۹ سرباز جوان آرژانتینی ، در ۷۴ روز کشته شدند و داغی تازه، بر دل آرژانتین و مادران عزادارش نشست؛ داغی که تحملش حتی از فقر و بدبختی و اختناق هم دشوارتر بود.
این داغ ماند تا سال ۱۹۸۶، در جریان جام حهانی مکزیک، واقعه ای به عظمت کل تاریخ آرژانتین، رقم خورد و فوتبال شگفت انگیز، پرده ای دیگر را رونمایی کند. در مرحله یک ـ چهارم نهایی، آرژانتین به رهبری کارلوس بیلاردو، در مقابل انگلیس قرار گرفت که بابی رابسون فقید در اوج بود. بازی که تمام شد دو معجزه رخ داده بود، دو گل جاودانه و آرژانتین، سربلند انتقام مادران مالویناس و داغ تحقیر در فاکلند را ستانده بود.
این شوخی فوتبال، بل شوخی تاریخ بود، که یک گل ناسالم آرژانتینیها را همه دنیا دیدند، اما بن ناصر، داور تونسی، چشم بر آن بست و ندید. تقدیر، کار خودش را کرده بود؛ دیگر چه اهمیتی داشت که رابسون، دست مارادونا را ” دست یک متقلب” بنامد! ولی دیهگو گفت: جیب انگلیسیها رو زدم
بازی که تمام شد، فوتبال بالاترین هدیهاش را، به عاشقانش تقدیم کرده بود، صاحب آن دو گل، که خود البته شگفتی ای یگانه بود؛ بزرگترین ستارهها همه دورهها، والاترین و نزدیک ترین واژه به معنای راستین فوتبال؛ آرماندو دیهگو مارادونا.
آری مارادونا، ستارهای که از زاغههای پرت و کثیف بوئنوس آیرس، از دل فقر و محنت برخاسته بود، تا صدای یک ملت باشد. روح، جان، عشق،فریاد خفته آن، نشان انتقام یک ملت ، خشم آن، معمار دوباره غرور آن.
مارادونا به روایت تایم (+)
منابع اقتیاس شده:
چشم فیدل به دیه گو / هفته نامه چلچراغ /۱۵ خرداد ۸۹ / شماره ۳۸۹ صفحه ۵۶
وبلاگ گردباد(+)
Related posts:




و مارادونا به قول فردوسی پور خاص تر از مورینیو است. او می خواهد تمام مرزهای قرمز را درنوردد تا به تجربه رسد او متولد می کند و متولد میشود باز و از تکرار بیزار است رمز محبوبیتش شاید اینجنین باشد؟
پاسخ
از قدیم گفتن « ای پیشونی! … مارو (مارادونارو!) کجا میشونی » ;)
…………………………………………
تبریک بابت سایت هرچند مثل همیشه دیر!
پاسخ