روایت سیمین دانشور از امام موسی صدر

هر چه به نهم شهریور نزدیک می‌شویم، خاطره ربایش امام موسی صدر برای‌مان زنده می‌شود. سی‌دو سال پیش این مرد بزرگ‌وار در لیبی ربوده می‌شود و تا امروز از سرنوشتش خبری نیست. اما در رسانه‌های خبری در این چند روز گذشته خبر از زنده بودن امام موسی صدر می‌دهند. و حتی خود قذافی در دیداری با جوانان شمال آفریقا اعتراف کرده که موسی صدر را دیده است. و نمایندگان جنبش امل در گفتگویی که با رادیو گفت‌وگو ایران داشتن خبر از دیدار این افراد با موسی صدر داده اند. در هر صورت هست جریانات و وقایعی هست که مانع از آزادی یا پخش خبر رسمی از وضعیت امام موسی صدر می شود به اعتقاد صاحب‌نظران سرنوشت امام موسی صدر به یکی از پیچیده ترین معماهای سیاسی سه دهه گذشته بدل شده است و رمزگشایی از آن به سبب پیوندهای وثیق آن با شرایط سیاسی و امنیتی منطقه و ارتباط آن با دخالت یا اطلاع بسیاری از سران کشورهای “عربی” و ” اســلامـــی” منطقه چندان ساده به نظر نمی‌رسد.

چندی پیش مجله گوهران با  سیمین دانشور پیرامون مرحوم نیمایوشیج مصاحبه کرده بود. سیمین در این مصاحبه خاطراتی از امام موسی صدر و نیما و جلال بیان کرده . به نظر من با بیان شیرین بانو سیمین دانشور حیف است که شوما هم این روایت را نخوانید:

موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش کرده یا کشتدش، نمیدونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون یکی از زیباترین مردهای دنیا بود.چشم‌های خاکستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیک، از این سینه کفتری‌ها. من در رو باز کردم.
گفتم: ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. گفت: جلال هست؟گفتم: آره، بیا تو. اومد تو. نیمام که همیشه اینجا بود……. دیگه من نرسیدم چایی به نیما بدم.
نیما تو خاطراتش نوشته که: سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم.
موسی صدر سه چهار روز اینجا موند. نیما خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود.باید چایی رو خودم میریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم اینقد خالی باشه. خودمم میدادم بهش.من محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رئیس نهضت امل در لبنان بود. سووشون رو او به عربی ترجمه کرد. آورده بود برامون. بعد ما رو به قم دعوت کرد که دیگه بیرونی و اندرونی بود. ولی میدیدمش. شام و نهار اینا میدیدیمش
مجله‌ گوهران (ویژه‌ نیما یوشیج)، ۱۳دی۱۳۸۵

حاشیه بر متن:
در برنامه بدون خط خوردگی رادیو گفت‌وگو “خلیل حمدان” نماینده رئیس مجلس لبنان و “ایوب حمید” نماینده مجلس لبنان گفتگو از زنده بودن امام موسی صدر خبر دادن و حتی اعلام کردند که محل اختفای ایشان را می دانند. فایل صوتی (+)
اعتراف قذافی به دیدار با امام موسی صدر(+)
سرفصلهایی از زندگانی امام موسی صدر(+)

پست مشابه یافت نشد

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

۴ دیدگاه برای “روایت سیمین دانشور از امام موسی صدر”

  1. javad می‌گه:

    fagat mitonam begam kheili dosehs daram…………….

    پاسخ

    asghar mirzaee پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹م, ۱۳۸۹ ۹:۴۳ ق.ظ:

    فکر امام موسی صدر تجلی زیستن عاشقانه در این عالم خاکی را به من میدهد نذر کردم اگر زنده باشد روزهای متمادی روزه بگیرم

    پاسخ

  2. سید مجیب می‌گه:

    سلام
    خیلی جالب بود، خیلی

    یکمکی به این گفته ای که می خوام بگم دارم اعتقاد پیدا میکنم
    که
    بعضی روحانیون آدمهایی بود که راه های درست انتخاب کردن رو بلد بودن
    بهر حال باید یه طرز تفکری داشته باشن که نتیجش بشه به فرستادن صادق طباطبایی به خارج برای ادامه تحصیل و …

    پاسخ

  3. حسین شایسته خو می‌گه:

    سلام
    نمیدونم چگونه تشکر کنم قبلا این خاطره را تو یه نشریه خونده بودم به دلیل علاقه ای که به امام موسی صدر و جلال آل احمد و همینطور سیمین دانشور دارم اون برگه را نگه داشته بودم ولی ‍پهلوم گم شد چند وقت هم بود به اینترنت دسترسی نداشتم تا حالا که متن رو تو سایت شما یافتم ازتون خیلی ممنونم

    پاسخ

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید