ترجیح میدهم به جای نام بردن از واژههای مفهومی مثل اخلاق، شرافت، وجدان، تعلیق و … به نماها و فصلهایی بیاندیشم که بعد از تماشای فیلم هم از ذهنم خارج نشده اند:
جایی که نادر موقع شستن پدر بغضش میترکد و پنهان میگرید
هنگامی که موقع چانه زدن ترمه به مادر برای ترک دعوا
ترانه کودکانه لالایی از رادیو پخش میشود
زمانی که حجت در راهروی دادسرا پیشانی دخترش را میبوسد
هر زمانی که حجت در دردمندانه فریاد میکشد « درباره ما چی فکر کردین؟»
وقتی که نادر در پاسخ به ادعای سیمین مبنی بر اینکه پدرش او را نمیشناسد قاطعانه میگوید من که میشناسمش و میدونم پدرمه
موقعی که نادر و پدرش با دو دختر فوتبال دستی بازی میکنند و نادر دست پدر را در هوا نگه میدارد تا با ضربه کف دست خود به آن، شادمانی از پیروزیشان را اعلام کند
جایی که نادر میخواهد با رفتن به پلکان به ترمه اثبات کند که زن را هل نداده و پدر به او در سکوت خیره می شود.
هنگامی که نادر سر و وصورت پدر را شادمانه در بالکن اصلاح میکند
زمان ترکیدن بغض زن خدمتکار در فصل ما قبل نهایی…
و آن آویختگی و انتظار کشنده برای پاسخ ترمه در دادگاه که هیچگاه نمیشنویمش
نوشته مهرزاد دانش/ روزگار تعلیق / مجله نافه / ویژه نامه نوروزی ۹۰ / شماره چهارم
…حاشیه بر متن……
به نظر من این قسمت ها از نظر نویسنده فراموش شده:
جایی که ترمه به باباش میگه رفتن مادر که جدی نبود و باباش میگه خوب جدی شد دیگه
و لحظه هول دادن راضیه توسط نادر و قسمهای راضیه
نگاه پدر در زمان خداحافظی سیمین
و لحظه ی قول دادن نادر به دخترش با دستبند بازداشتگاه!ا
بزودی هم یه مطلب تحلیلی از نگاه خودم منتشر میکنم
پست مشابه یافت نشد


سلام
سال نوتون مبارک
خیلی برام جالبه، اون سکانس حمام رو در دیدگاه خیلی ها دیدم که خیلی پررنگ بوده و … .
پاسخ
تحلیل جالبی بود .. تحلیلی که از نگاه خودت هم بود جالب بود و نویسنده جاشون انداخته بود. به نظر منم توی دورانی که فیلم خوب در مملکتمون به ندرت ساخته میشه، آثار فرهادی غنیمته و عالی :)
پاسخ
مهدی علاقبند پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۸ ق.ظ:
ممنون
اما فرهادی در مصاحبه ایی که با همشهری سینمایی ۲۴ کرده بود گفته: که من در فیلمم با نماد و نشانه حرفم رو میزنم و واکاوی و دقت درباره این فیلم به مخاطب برمیگرده…حتی گفته این فیلم جدایی نادر از سیمین رو تو فضای آرام و بدون سرو صدا ببیند تا این نکته ها را دریابید.
مثل نکته گمشدن پول که سیمین پول را از کشو برداشته بود و داده بود برای دستمزد اونهایی که پیانو رو میبردن و نادر فکر میکرد پول دزدیده شده یا صحنه تصادف راضیه در حد یه صدا بود …
در کارهای فرهادی باید حواس رو جمع کرد
:)
پاسخ