راننده : اون موتور سوار رو ببین با سرعت زیاد میرونه از اونور سرش به جلوش نیست, و داره ناموس مردم رو دید می زنه .. آقا می بینی این دوره زمونه رو مردم [..] شدن . اگه تصادف کنه و بمیره حقشه. (راننده تاکسی بوق میزنه تا موتور سوار حواسش جمع شود) مسافر : [...]
بایگانی ‘ایستگاه نوشت’
نفرین شده
آبان ۱۵م, ۱۳۸۹
بدون دیدگاه
راننده داد زد: ایستگاه طالقانی جا نمونی. چند تایی مسافر پیاده و سوار شدند. آخرین مسافر پیرزنی بود که خیلی اصرار داشت از در جلو سوار شود، ولی راننده قبول نمی کرد که نمی کرد آخر سر پیرزن گفت: مادر جون بذار من از در جلو سوار شوم خدا خیرت بده . راننده گفت: چقدر [...]
