مملکت انشالله / ماشاالله ….اینجا ایران است


انشالله درست میشه / انشالله خیر است.

این دیالوگی‌ست که هر روز از مردم میشنویم و گاها ناخودآگاه خودمان هم تکرارش می‌کنیم . ولی با این “انشالله” گفتن‌ها هیچ اتفاقی رخ نداده. وضع همان بوده که بوده . این واژه نمایی از جامعه ضعیفی است که هیچ برنامه و آینده‌ی روشنی ندارد و دست به دامن قضا و قدر می‌شود.

روشنفکرِ نمی خواهم، روشنفکرِ چه می خواهم


من مانند Julien Benda که در نیمه‌ی اوّلِ قرن بیستم از خیانت روشنفکران The treachery of the intellectuals سخن به میان آورد نیستم و قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. از میرزا فتح‌علیِ آخوندزاده و میرزاآقاخان کرمانی بگیر و بیا تا سیدحسن تقی‌زاده و ارانی و بهار و نیما یوشیج و صادق هدایت و ذبیح بهروز؛ ولی در مجموع آن‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنم:
الف) روشنفکرِ «نمی‌خواهم»
ب) روشنفکرِ «چه می‌خواهم»
متأسفانه، جامعه‌ی عقل‌گریز ما همیشه به «روشنفکرانِ نمی‌خواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از روشنفکرِ «چه می‌خواهم» (امثال سیدحسن تقی‌زاده و ارانی) با بی‌اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آن‌ها که سازندگان این سرزمین‌اند بیشتر همان «روشنفکرانِ چه می‌خواهم»اند چه ارانی باشد چه تقی‌زاده. در ایران برای این که شما مصداقِ روشنفکرِ «نمی‌خواهم» شوید کافی است که از مادرتان «قهر کنید» و بگویید «خورشت بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رُمان پُست‌مُدِرْنِ کذائی و یا چند شعرِ جیغ بنفشِ بی‌وزن و بی‌قافیه و بی‌معنی («اَحْمدا»ی مُدِرْن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کاینات هم بد و بیراه بگویید و دهن‌کجی کنید. ولی روشنفکرِ «چه می‌خواهم» شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید «پای لرز» آن بنشینید. و از نکات عبرت‌آموز، یکی هم این که فرنگی جماعت نیز، برای روشنفکران «نمی‌خواهم»ِ ما همیشه کف زده‌اند!

برگرفته از کتاب «زمینه‌ی اجتماعی شعر فارسی»، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، زیرنویسِ صفحه‌ی ۴۰۲

از وبلاگ(+)

نشیب l از هـ.الف.سایه


آب می‌داند آیا که زمین می‌کشدش؟

چه خرامنده به ناز

چه خروشنده به خشم

همچنان سر به نشیب

می‌رود، می‌خواند.

زندگی هم آیا می‌داند؟

این شعر برای اولین بار در نشریه بخارا منتشر شده است

از انفعال اجتماعی تا بی اخلاقی اجتماعی


۱- « وضعیت غیر اخلاقی جامعه را چنین باید توصیف کرد:ما حاضریم هر چقدر کسی بخواهد برایش اشک بریزیم، اما کمکش نمی‌کنیم و چیزی نمی ‌دهیم. این وضعیت غیر اخلاقی است که در جامعه ما شیوع دارد. یعنی حاضریم اشک بریزیم و طومار امضا کنیم. اما حاضر نیستیم چیزی خرج کنیم( دکتر مقصود فراست‌خواه / روزنامه روزگار) »

چندی‌است در فضاهای مجازی یا حقیقی مرسوم شده است اگر واقعه تلخ اجتماعی هم‌چون کودک آزاری، اعتیاد، اسیدپاشی وغیره را مشاهده می‌کنیم، در حد چند مطلب شعر گونه و یا انتشار مطلب دیگران درباره آن واقعه خودمان را ارضا کنیم. و فکر کنیم که کمک بزرگی به آن پدیده کرده‌ایم. من منکر آگاه سازی رسانه‌‌یی درباره این وقایع نیستم بلکه امری لازم اما کامل نیست. مشکل در کجاست که دچار این کج رفتاری شده‌ایم؟ در حالی‌که با این عملکرد رسانه‌‌ی مشکلات که از بین نمی‌رود بلکه مشکلی بر مشکل دیگر افزوده می‌شود؛ و همیشه شاهد چنین ناهنجاری‌های اجتماعی هستیم. به نظر من تا وقتی که نشسته باشیم همه مشکلات را به گردن ساختار قدرت سیاسی بیندازیم و خودمان را قانع کنیم که همه مشکلات از بالا می‌باشد. مشکلی از جامعه ما حل نمی شود. مگر در علم اقتصاد نخوانده‌ایم دولت‌ها هیچ وقت تاجر خوبی نمی‌شود. در امر اجتماع و فرهنگ هم باید ادعا کرد، که دولت‌ها هیچ وقت دلسوز خوبی برای جامعه نبوده اند. اینجا من منکر نقش دولت نیستم اما تا وقتی ما در موضع انفعال باشیم دولت به خودش اجازه می‌دهد در همه ساحت‌های زندگی ما وارد شود و دخالت کند. بلکه دولت باید در حد یه سیاست‌گذار و بصورت ارشادی در جامعه حضور داشته باشد.

انفعال ما هم ریشه در سیاست‌زده‌گی ماست .تا وقتی که بخواهیم همه امور زندگی شخصی و فردی‌مان را در پرتو سیاست تعریف کنیم. مشکلی از مشکلات اجتماع حل نمی‌شود. و همین می‌شود که جامعه‌ی سیاست‌زده و منفعل داریم. و منتظریم دیگران بیایند مشکلات‌ جزئی و کلی‌مان را حل کنند. و همیشه حلال مشکلات خود را در افراد تاثیر گذار جستجو می‌کنیم. در حالیکه از پتانسیل فردی، اجتماعی خودمان غافل هستیم. توانایی این را داریم  با تشکیل گروهی کوچک و حتی رسمی مشکلات خانواده، محله وشهرمان را حل کنیم. البته این مشکل برمی‌گردد به خودخواهی و عدم همراهی در گروه ما ایرانیان. البته همه درباره این مشکل نظر دادن اما هیچ‌گاه دنبال راه‌حل واقعی بر اساس وضع موجود نبودند؛ و برآیند رفتارما همین می‌شود. هرمشکلی که پیش می آید با خواندن چند شعر یا متن رادیکال همیشه قانون، ساختار سیاسی را مقصر می‌دانیم. یک طرف قضیه همیشه متن قانون و یا اجرای قانون است. اما به عنوان یک شهروند در جامعه چقدر سعی کردیم از وقوع این واقعه اجتماعی در خانه، ساختمان محل سکونت و محله‌مان جلوگیری کنیم در حالیکه خیلی از همین پدیده های اجتماعی هم چون کودک آزاری، همسر آزاری، اعتیاد وغیره در نزدیکی سکونت‌گاه‌های ما رخ می‌دهد. خود ما چقدر تلاش کردیم که مشکل را قبل از رخ‌داد واقعه شناسایی کرده و حل یا تقلیل بدهیم؟

دکتر پرویز پیران در تعریفی که از جامعه مدنی* می‌کند می‌گوید:« جامعه مدنی عرصه تشفی خودخواهانه‌ترین خواسته و تمایلات فرد، فردگرا که عقلانیت تاریخی حکم کرده که این خواسته و تمایلات را جمعی پاسخ دهد ». شاید هنوز ما به آن عقلانیت تاریخی نرسیده ایم که خواسته ها و تمایلات اجتماعی خود را در ساحت جمع جواب بدهیم

۲- چندی پیش عزیزی پوستر ذیل را برای من ایمیل کرده بود و نوشته بود: برنده بهترین پوستر پس از واقعه تلخ سونامی ژاپن. در شرح پوستر بیان شده بود:« امید تو این قوم غوغا میکنه و به همکاری و توانایی وعشق و علاقه‌شان به میهن، اعتقاد عملی دارند ».

—– حاشیه بر متن——

*تعریف جامعه مدنی که در متن آمده  از گفته‌های  دکتر پرویز پیران در کلاس جامعه شناسی شهری ترم بهمن سال ۸۹ ( دانش‌گاه علامه) بنده یادداشت برداری کردم.

ملال زندگی از نگاه خیام به روایت شایگان


تمام مسئله خیام این‌ست که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که نه آغازی دارد و نه پایانی. آنچه که ما می‌بینیم تکرار مکررات است. تکرار موقعیت‌هایی است که بصورت جنون آمیز تکرار می‌شوند، و زمان را ایجاد می‌کنند. و این ملال زندگی که از آن سرچشمه می‌گیرد.

تمام کوشش خیام این است که از تسلسل بگریزد، دم را دریابد. در تفکر خیام اگر شما از دید زاویه زمان، تکرار و وجود به آن نگاه کنید یک فکری بسیار منسجمی در خودش دارد  و با تمام شاعرهای دیگر فرق می‌کند. و اگر چنین اقبالی در غرب داشت به همین دلیل است که فیتزجرالد توانست این را منتقل کند.

گفتار دکتر داریوش شایگان در مستند عمر خیام پرسش‌گر نابغه

اکران ویژه” جدایی نادر از سیمین” به نفع بنیاد کودک


نظر به نیک اندیشی و دستان بخشنده ی هنرمندان که همواره شامل حال محرومین و نیازمندان جامعه  می شود ، این

بار نیز هنرمند و کارگردان نام آشنای  ایرانی  ” اصغر فرهادی ” در حرکتی انساندوستانه برای حمایت از دانش آموزان

نیازمند اما با استعداد کشورمان که تحت حمایت “ موسسه خیریه بنیاد کودک ” می باشند ، یک جلسه نمایش

خصوصی فیلم “ جدایی نادر از سیمین ” با حضور عوامل فیلم را برگزار خواهد کرد . این مراسم که با همکاری بنیاد

کودک و مهرمندی جناب آقای فرهادی اجرا خواهد شد ، علاوه بر حضور عوامل فیلم ، دیگر هنرمندان و چهره های

شاخص جامعه فرهنگی هنری کشور نیز در این جلسه حضور خواهند داشت . اجرای این مراسم که فروش بلیط های آن

به صورت همت عالی آغاز شده است بر عهده سرکار خانم ژاله صادقیان خواهد بود .

مکان : تقاطع بزگراه جلال آل احمد و کردستان . تالار ایوان شمس ( حرکت )

زمان : سه شنبه ۰۶/۰۲/۱۳۹۰ ، از ساعت ۲۰ تا ۲۳

برای هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر با دفتر مرکزی بنیاد کودک ایران تماس حاصل فرمایید

تلفن در ساعات اداری :   ۴-۸۸۵۰۲۱۸۲

و تلفن همراه  :  ۰۹۱۲۶۰۸۷۶۱۸   و   ۰۹۳۷۶۶۸۴۳۳۷

… حاشیه بر متن….

+ سکانس‌های تعلیق و جدایی

+ آشفتگی در سبک زندگی ایرانی به روایت جدایی نادر از سیمین

عضو خوراک مطالب شوید