به نظر من فیلمی که همه یک برداشت نظر داشته باشند فیلم ممتازی نیست بلکه در حوزه اجتماعی فیلمی موفق هست واقعیتها را بدون سوگیری و قضاوت بیان کند. و مخاطب فیلم به تکثر معنا از فیلم دچار شود. اصغر فرهادی در کارهای اخیرش سعی کردهست که این پختگی و نگاه را رعایت کند. و مخاطب را به تفکر بیاندازد که حال اگر شما در موقعیت شخصیتهای فیلم بودید چه میکردید؟ و این کار آخرش به نظر من یکی از ایرانیترین فیلمهای سینمای ایرانست. زیرا بصورت شفاف و عینی دو خانواده ایرانی از دو قشر متوسط و پائین جامعه را به عنوان نمونهی از جامعه ایرانی به رخ میکشد. فرهادی در “جدایی نادر از سیمین” هم به مانند فیلمهای قبلیاش “درباره الی” ( که دو سال پیش جایزه خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره برلین را برایش به ارمغان آورد) روی معضلات پنهان اجتماعی تمرکز میکند و روابطی را به تصویر میکشد که خیلی شبیه خانوادههای ایرانی ست .با این تفاوت که در جدایی نادر از سیمین سعی کرده لایههای اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی جامعه را با زبانی ساده توصیف نماید.

۱- اندیشمندان حوزهی علوم انسانی از پدیدهای به اسم «آشفتگی اخلاقی» حرف میزنند.از منظری اجتماعی که بنگریم «آشفتگی اخلاقی» با «تمایزیافتگی اخلاقی» تفاوت دارد. تمایزیافتگی اخلاقی رابطهای متقابل با تمایزیافتگی اجتماعی دارد. هر چه جامعه پیچیدهتر میشود، تمایز اجتماعی میان افراد و گروهها گسترش پیدا میکند، جامعه دیگر مجموعهای از اجتماعات کوچک شامل افراد همسان نیست که مثل هم بیندیشند و از اصول اخلاقی کاملا یکسانی پیروی کنند.این تمایزیافتگی نتیجهی تقسیم کار و به قول «امیل دورکیم» پدیدهای به نام «تراکم اخلاقی» و گسترش فرایند فردگرایی در میان آدمهاست. اما رشد فزایندهی تمایز اجتماعی، بدون وجود مکانیسمهای انسجامبخش در جامعه میتواند به امری بیمارگونه بدل شود. جامعه تا موقعی جامعه است که صاحب یک فرهنگ عام مشترک باشد که اخلاقیات مشترک هم جزیی از این فرهنگ خواهد بود.در جوامع غربی تبعات آنومیک تمایز اجتماعی با فرایند انسجام اجتماعی تاحدودی تعدیل شده است. در این جوامع تمایز و انسجام به صورت موازی گسترش یافتهاند و جامعه برای «جامعه ماندن» سازوکارهای جدیدی متناسب با شرایط موجود یافته است.در کشور ایران، هرگز جامعه به معنای مدرن آن وجود نداشته است. ما مجموعهای از قبایل بودهایم، هر کدام صاحب فرهنگ و سامان اخلاقی مخصوص به خویش. لحاف چهلتکهای از خردهفرهنگهای از هم گسیخته. بعدها وقوع جریان ناقص و ناتمام مدرنیته در ایران، خود بر مشکل اخلاق در این جامعه افزوده است. فردگرایی و تمایز اجتماعی و اخلاقی در ایران نیز اتفاق افتاده و به نحوی کاملن ایرانی جدایی افراد و گروهها را از هم گسترش داده است.ما اجتماعی هستیم گسیخته از هم، با سلایق و علایق فرهنگی اخلاقی متفاوت؛ چه در سطح کلان اجتماعی که اخلاقی مشترک نمیشناسیم تا بتوانیم بر اساس آن با هم کنار بیاییم و در کنار هم بی نزاع و درگیری و سرخوردگی زندگی کنیم، چه در سطح طبقاتی و گروهی و قبیلهای که با گروهها و طبقات و قبایل دیگر نقطهی مشترکی بیابیم و به جای دوری فزاینده به همدیگر نزدیک شویم، چه در روابط انفرادیمان با یکدیگر. این تضادها و تناقضها گاهی در شخصیت ما و گفتگوی درونی ما با خودمان نیز رخنه میکند.از نگاه یک جامعهشناس همهی آنچه گفتم در فیلم جدایی نادر از سیمین مشهود است. فیلم ساز شاید آگاهانه قصد پرداختن به این همه را نداشته، اما اثر هنری گویای همهی موارد گفته شده هست.(+)
۲- اصغر فرهادی در فیلمش با هیچ یک از شخصیتهای خود همدلی نمیکند و جانب آنها را نمیگیرد. در مقابل همه شخصیتهای اصلی به یک اندازه محق یا محکومند. همه آنها در حوزهای از غرور، خودخواهی، اخلاق گرایی، مذهب دائما درگیرند و همیشه در حال جدالند برای زندگی کردن،گاه دروغ میگویند تا روابط اجتماعی و زندگی خود را حفظ کنند.هرچند غافلند از نسلی که اعمال آنها را مینگرد و الگو میپذیرد. نسلی مانند ترمه و سمیه که هوشیارانه یاد میگیرند که از حقوقش دفاع کند. نمونه بارز این رفتار هوشمندانه را در سکانسی که ترمه شهادت دروغ در دادگاه به نفع پدرش می دهد. یا سکانسی که مادر سمیه میخواهد پدر نادر را بشوید و سمیه در جواب نگاه مادرش میگوید:«به پدرش هیچی نمیگوید». در این فیلم نشان داده میشود که نسل جدید بصورت آگاهانه از والدینش میآموزد بدون آنکه پدر و مادر متوجه شوند. ترمه در دادگاه توسط پدرش توجیه نشد و حتی نمیدانست سوال چیست. اما زیرکانه و بدون دلهره جواب قاضی را با دروغ داد. فرهادی در شخصیتهای فیلمش حوادث را بصورتی جلو میبرد که بیننده حس میکند اگر جای شخصیت داستان بود حتمن همان کنش و رفتار را نشان میداد. به طور مثال شما هیچوقت در صحبتهای حجت و ترمه سر گرفتن پول، حجت را نکوهش نمیکنید؛ ولی میدانید کارش غلطست اما باز خودتان را جای او میگذارید و حق را به او میدهید . به زبانی دیگر در فیلمهای فرهادی خیر و شر مطلق وجود ندارد. آشفتگی معنا در خیر و شر هست یعنی نادر هم میتواند مردی فداکار برای دخترش و پدرش باشد ولی از آنطرف در دادگاه قسم دروغ بخورد و از طرفی راضیه که فردی دیندار و متشرع هست کارش را برای شوهرش پنهان کند، و از طرفی در دادگاه طوری وانمود کند که نادر مقصر واقعه هست. و به قولی در کارهای فرهادی “تراژدی مدرن” وجود دارد یعنی اینکه خیر و شر مطلق وجود ندارد
۳- نکته ای که در فیلمنامه بسیار جلب توجه نمود توجه فیلمساز به باز و بسته شدن درها بود و یا فیلمبرداری صحنه هایی از فیلم از پشت پنجره بود. حضور زیاد یک شی در یک اثر هنری میتواند معنا و مفهوم داشته باشد. شخصیتهای اصلی فیلم وقتی دچار اختلاف میشدند و می خواستند بحث یا جدل کنند همیشه “در”، را میبستند و صحبت میکردند. این نمود در بحث و جدل های نادر و سیمین و راضیه و حجت به کرات قابل مشاهده بود. ونگاه های معنادار ترمه از پنجره به مشاجرهی والدینش. درحالیکه به گمان آنها ترمه از حرفهای آنها مطلع نمیشود. و ما خواهیم دید که فرهادی در سکانس آخر نشان میدهد که این دفعه ترمه پدر و مادرش را از اتاق بیرون میکند تا پشت در بسته به قاضی نظر خودش را درباره انتخابش بگوید. و بدینگونه فیلم پایان میپذیرد. دانای کل فیلم فرهادی در این فیلم کودکانی هستند که دروغ میگویند یا اینکه پنهان کاری میکنند. و با نگاهی تیزبینانه رفتار والدینشان را رصد میکنند. فرهادی در این فیلم با نشانه و معنا “ترمه” را نمادی از نسل جدید ایران معرفی که براساس نوع رفتار پدر و مادرش آیندهش را انتخاب کند.

۴- فیلم جدایی نادر از سیمین از نگاهی دیگر انتخاب نوع سبک زندگیست. انتخاب زندگی براساس آرمانها و مقاومت با مشکلات (نادر) یا فرار و مهاجرت ، زندگی بهتر و واقعیت گرایی (سیمین). فرهادی در آخر فیلم هیچگاه نمیگوید ترمه کدام یک از این دو راه را انتخاب میکند بلکه با شواهد و مفاهیمی که در فیلم ذهن مخاطب را درگیر میکند قضاوت را به مخاطب محول میکند. حال مخاطب کدام یکی از راهها را میپسندد؟ فرهادی در خلال جشنواره برلین امسال گفته بود:« یک پزشک سوئدی به بیمار محتضرش میگوید شما شش ماه زنده میمانی تا بیمار بتواند به کارهایش برسد. در ایران پزشک به همان بیمار می گوید، انشاءالله خوب میشوی، برای اینکه بیمار از همان چند روز باقیمانده زندگی لذت ببرد. من از شما می خواهم هر کس دوست دارد از پزشکش پاسخی مثل پاسخ پزشک سوئدی بشنود دستش را بلند کند (سه نفر دست بلند کردند) ببینید! در این جمع نسبتا زیاد فقط سه نفر دوست دارند در چنین وضعیتی به آنها راست گفته شود. در فیلم هم دو کاراکتر داریم که یکی با واقعیات روز کنار آمده و دیگری به اصولش پایبند است و این باعث جدایی آنهاست»
۵- اصغر فرهادی در مصاحبه با ویژه نامه نوروزی نشریه نافه میگوید « در واقع، شباهتی بین راضیه و نادر دیده میشود، راضیه با همه مشکلات سعی دارد روی اصولش بماند؛ گرچه جایی از فیلم او هم، بالاخره میشکند. نادر هم همینطور است؛ با این فرق که اصولی که نادر به آنها معتقد است، اصولیست که ریشه مذهبی ندارند و متعلق به جهان مدرن هستند.» نادر در این فیلم سعی میکند آدمی آرمانی و مقاوم خودش را نشان بدهد. در آن سکانسی که از ترمه سوال درسی میپرسد میگوید:« دیگه هیچ وقت این جمله رو نگو، چیزی که غلطه، غلطه؛ مهم نیست کی گفته! واسه گارانتی بنویس، پشتوانه / ترمه در پاسخ: خانوممون نمره کم میکنه ازم / نادر: مهم نیست، بذار کم کنه». در این سکانس روحیه آرمانگرایی و مقاوم بودنش را در جریان واقعی زندگی نشان میدهد و نادر سعی میکند با منظق و آرمان خود حتی ترمه را پرورش بدهد بطور مثال در سکانسی که در پمپ بنزین متذکر میشود باید الکی به کسی باج ندهد و انعام پمپ بنزینی را پس بگیرد. ولی نادر هم در اواخر فیلم کم میآورد در زمانی که فکر میکرد سیمین برمیگرده و ترمه بهش میگه:« مگه نگفتی جدی نیست؟/ نادر: جدی شد / ترمه گریه میکنه” /نادر: بابا گریه کنی گریه میکنما!». فرهادی در این اثر نوعی جبرگرایی زمان و مکان و فضا را خیلی پر رنگ جلوه میدهد و به نوعی احساس را قربانی عقلانیت و جبر زمانه جلوه میدهد. در اوایل فیلم جدایی سیمین از نادر بود اما در اخر فیلم تبدیل شد به جدایی نادر از سیمین. در حالیکه بهانه جدایی که پدر نادر بود با مرگش دیگر از بین رفته بود. ولی چه شد که نادر و سیمین تصمیم به جدایی گرفتند؟ به نظر بنده مباحث لایههای دیگر فیلم یعنی دروغ، پنهان کاری و از بین رفتن سطح اعتماد بین طرفین بود.
در خاتمه باید گفت فیلم جدایی نادر از سیمین فیلمی درباره آشفتگی وضع موجود اجتماعی ایران است اخلاقش نه مدرن میباشد نه سنتی و معلق و آویزان بین این دو گیر کرده است. فرهادی دو سبک زندگی را به چالش میکشد. افرادی که میخواهند بمانند با این وضع موجود آشفته بسازند و مقاومت کنند و مثل نادر بخواهند مدرن رفتار کنند یا مثل راضیه سنتی و دیندارانه اما در این جامعه آشفته زندگی کنند. و اینکه همچون سمین واقعیت را بپذیرند و مهاجرت کنند. این سوالی که فرهادی در ذهن مخاطب خود ایجاد میکند. و اینکه هر کدام از این سبکهای زندگی تبعات خودش را دارد. که در فیلم مشاهده میشود و آن هم آشفتگی و بی نظمی و جدال است.

… حاشیه بر متن….
+ در ضمن این مطلب بنده برآمده از مشاهده دوبار از فیلم و مطالعه مطالب منتشر شده از نقدهایی که بر این فیلم در حوزه سایبر و نشریات معتبر میباشد. اما نظر قطعی و نهایی بنده نیست. بدون اغراق میگویم به نظر من آثار اصغر فرهادی در حوزه سینمای ایران جای کار بیشتری دارد. بنده فعلن علیالحساب این مطلب را نوشتم تا ادای دین اولیه به این اثر ارزشنمد کرده باشم. در آینده درباره این فیلم و کارهای فرهادی بیشتر خواهم نوشت
+قبلا درباره این فیلم نوشتهام: سکانسهای تعلیق و جدایی
+آنونس فیلم (+)(+)
+موسیقی تیتراژ پایانی جدایی نادر از سیمین
+دانلود کامل فیلم جدایی نادر از سیمین
+فروش میلیاردی جدایی نادر از سیمین
+«جدایی نادر از سیمین» در جمع ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب کاربرانIMDB (+) (+)